شمارهٔ ۱۹۴ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر وی درازتر شود این آرزو و آز
چندانکه مردمی بزید در جهان دراز
پند ستوده عرب است آنکه مرد را
گردد جوان چو پیر شود آرزو و آز
بر رشته دراز امل خواجه می تنید
ناگه گسیخت رشته که آمد اجل فراز
راز جهان مجو که نگردد عیان بکس
چندانکه جستجوی کند این نهفته راز
این کاخ استوار شود عاقبت خراب
چندانکه پایدار بود عمر دیر باز
این تازه شاخ چند بر آید ز انبساط
و این نو نهال چند ببالد باهتزاز
خاطر منه بدنیی اگر میروی براه
صورت منه بقبله اگر میکنی نماز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تفسیر ابعاد زندگی و آرزوها میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که انتظار و آرزوها با افزایش جمعیت و زندگی بشر بیشتر میشود. به نقل از عربها، وقتی که انسان پیر میشود، آرزوها و تمایلاتش نیز جوان میمانند. شاعر به سختیهای زندگی اشاره میکند و میگوید که هر چه انسان به دنبال کشف رازهای زندگی برآید، این رازها بیشتر از او دور خواهند شد. همچنین، او به عدم پایداری زندگی اشاره کرده و میگوید که هر ساخت و ساز پایدار هم روزی خراب میشود. در نهایت، شاعر میگوید که نباید فریب ظاهر را خورد و باید به درون خود و مسیر درست زندگی توجه کرد.