شمارهٔ ۲۱۵ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر چه در قرآن خدا فرموده از خمرو عسل
بود از لعل لب دلجوی تو ضرب المثل
زان بهشت نسیه، کش زاهد بفردا وعده داد
نقد وقت عارفان امروز شد نعم البدل
داستان حال شیخ و زاهد است ایدوستان
هر چه آمد در کتاب حق ز علم بی عمل
عهد پیر و کاخ میخانه است آن قصر مشید
کش نخواهی دید هرگز در همه گیتی خلل
دولت دنیا پرستان عاقبت بی دولتی است
گوش جان بگشا و بشنو هر دم الدنیا دول
العجل ایعاشقان کوی جانان، العجل
ملک دنیا سهل دان اله اعلی و اجل
شه بر آن نادان که از بیدانشی درتیه جهل
من و سلوی را بدل میخواهد از فوم و بصل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مضامین عرفانی و فلسفی در قرآن و زندگی زاهدان میپردازد. شاعر به تأکید بر این نکته میپردازد که هر آنچه خداوند در قرآن فرموده، نشانههای زیبایی از حقیقت و عشق الهی است. او زاهدان را به یادآوری میخواند که بهشت را در آینده وعده دادهاند، اما عارفان باید به زندگی اکنون توجه کنند و از لذتهای واقعی در زمان حال بهرهبرند. شاعر به تضاد میان دنیاپرستی و زندگی معنوی اشاره میکند و تأکید میکند که دولتمندان دنیا در نهایت به بیدولتی میرسند. او از خوانندگان میخواهد که گوش جان خود را بگشایند و پیامهای عرفانی را بشنوند. در نهایت، نمادهای زندگی دنیایی مانند خوراک و شهوت را مورد نقد قرار میدهد و تأکید میکند که حقیقیترین لذتها در درک و شناخت الهی نهفته است.