نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۴ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

افتد که شبی از کف تو جام ستانیم

چون مست شویم از لب تو کام ستانیم

چون بوسه دهد لعل لب تو بلب جام

ما بوسه لعلت ز لب جام ستانیم

گویند که هرگز نشود بوسه به پیغام

ما بوسه از این گونه به پیغام ستانیم

چون نوبت مستی شود و عربده جوئی

صد بوسه ز لعل تو بابرام ستانیم

تو مست فرو افتی و ما از لب و چشمت

مستانه همی پسته و بادام ستانیم

چندانکه دهی دفع و کنی منع و زنی مشت

بوس از لب لعل تو بدشنام ستانیم

کامی که بهشیاری از او نام نشاید

بردن، گه مستی چو شوی رام، ستانیم

ای ترک اگر زلف تو افتد بکف ما

داد از ستم گردش ایام ستانیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و شوری است که شاعر نسبت به معشوقه‌اش دارد. شاعر به توصیف لحظات خمار و مستی ناشی از عشق می‌پردازد. او به بوسه‌ای که از لب معشوقه‌اش می‌گیرد اشاره می‌کند و اظهار می‌دارد که حتی اگر به ظاهر بوسه‌ای به پیغام داده نشود، او این بوسه را با عشق به دست می‌آورد. همچنین به بازی‌های عاشقانه و رابطه‌ای صحبت می‌کند که در خلال آن، هرچه معشوق او را رد کند، او همچنان تمایل به دریافت عشق و لبخند او دارد. در نهایت، شاعر از قدرت و زیبایی معشوقه‌اش سخن می‌گوید و اینکه زمان و مشکلات نمی‌تواند زیبایی و محبت او را از او بگیرد.