شمارهٔ ۲۲۹ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خداوندا عجب شوریده رائیم
چنین بیدانش و بیدل چرائیم
یکی پوید ره مسجد، یکی دیر
از این سو رانده زان سومانده مائیم
نه راه خلق پویان نی ره حق
نمیدانم در این عالم کرائیم
حقیر و ناتوان و زار و بی ریا
اسیر و دردمند و بی نوائیم
بسوی درگهت راهی نداریم
جز این ره که تو شاهی ما گدائیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گویا شاعر از حالت سردرگمی و بیراهی خود سخن میگوید. او میگوید که انسانها به دو طرف، یعنی مسجد و دیر، روی میآورند و در این بیخبری و بیدلی، نتوانستهاند راه راست را پیدا کنند. شاعر خود را حقیر و ناتوان میداند و به درگاه خداوند دعا میکند که جز راه گدا و بندهای بودن، راهی برای نزدیکی به او ندارد. به طور کلی، شعر بیان کننده احساس ناامیدی و دردمندی انسانها در جستجوی حقیقت و ارتباط با خداست.