نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۲ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

در این خرمن گدائی خوشه چینم

گدایان دگر دائم بکینم

فزون رفت از شب و روزم چهل سال

که پا بند اندر این شک و یقینم

بدین درگه ز پستی وز بلندی

ندانم کاسمانم یا زمینم

نمیدانم ز نور یا ظلامم

نمیدانم زکفرم یا ز دینم

بدان سویم که میل خواجه باشد

نمیدانم در آنم یا در اینم

وطن بنموده خوکی در سرایم

هجوم آورده شیری بر عرینم

ستاده دیوی اندر آستانم

فتاده ماری اندر آستینم

نمیدانم سلیمان یا هریمن

شد از از روز ازل نقش نگینم

ز آدم زاده ام، مانند آدم

همیشه در فغان و در حنینم

بغیر از ربنا انا ظلمنا

نباشد نغمه قلب حزینم

یکی روباه حیلت گر ز جادو

فتاده روز و شب در پوستینم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساسات و درگیری‌های درونی خود اشاره می‌کند و از سردرگمی‌اش در مسائل عرفانی و دینی سخن می‌گوید. او چهل سال در شک و یقین زندگی کرده و نمی‌تواند تشخیص بدهد که در کدام فاز از وجودش است؛ آیا در نور و دین است یا در ظلمت و کفر. همچنین او به تضادهایی که در زندگی‌اش وجود دارد، از جمله حضور دیوان و مکاران در زندگی‌اش اشاره می‌کند. در نهایت، او مستأصل و نگران، تنها یک دعا دارد: "پروردگارا، ما ظلم کردیم"، که نشان از عجز و نیاز او دارد.