شمارهٔ ۲۴۰ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
یک بوسه زلعل لب دلجوی تو خواهم
بوس دگر از نرگس جادوی تو خواهم
نی نی که بود راتبه من بشب و روز
صد بوسه که از زلف تو و روی تو خواهم
کارم عجب افتاده که در عشق تو ای شوخ
جمعیت از آشفتگی موی تو خواهم
سر کرد جهان باد نه در خاک نهان باد
آن سرکه نه در خاک سر کوی تو خواهم
از سینه برون باد، یکی قطره خون باد
آن دل که نه در حلقه گیسوی تو خواهم
این دیده بود کور و ز رخسار تو مهجور
گر نز پی دیدار گل روی تو خواهم
وین پای شود لنگ و در آید بسر سنگ
گر زانکه نه از بهر تکاپوی تو خواهم
در پنجه اندیشه شدم سخت گرفتار
ساقی مدد از قوت بازوی تو خواهم
ایمان مرا طره تو برده بغارت
ایمان خود از طره هندوی تو خواهم
در خواب شنیدم ز حبیب تو که میگفت
یک بوسه ز لعل لب دلجوی تو خواهم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوقش اشاره میکند و آرزوهای دلنشین خود را بیان میکند. او خواهان بوسهای از لبهای دلجوی معشوق و زیبایی چشمهایش است. عشق او به قدری شدید است که با تأکید میگوید که حتی در دنیای خاکی و مشکلات زندگی، خواستهاش فقط و فقط دیدار و نزدیکی به معشوقش است. شاعر احساس میکند که بدون عشق او، زندگیاش بیمعناست و میخواهد تمام زیباییها و حسهای زندگیاش را در پی او بیابد. همچنین، او از وابستگی و تمایل دلسوزانهاش به معشوق میگوید و از ساری تقدیرات و آرزوهای عاشقانهاش سخن میگوید.