شمارهٔ ۲۴۲ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از قول دوست ما بیکی مرحبا خوشیم
با یک رسالت از دم باد صبا خوشیم
در بارگاه دوست اگر نیست راه ما
در کلبه فقر و سرای گدا خوشیم
گر بگسلند خلق همه دوستی زما
رنجیده نیستیم که ما با خدا خوشیم
خوش باد وقت خواجه اگر گفت ناسزا
با ما، که ما بدان سخن ناسزا خوشیم
از ماجرای ما سخن ناستوده گفت
گر شیخ شهر، ما بهمان ماجرا خوشیم
با دشمنان بنده بگو گر شما بما
خوش نیستید، باک نیست که ما با شما خوشیم
جز نیستی چو نیست همه ما سوای حق
ما نیز نیستیم و بدان ما سوی خوشیم
آلوده دامنیم و بعصیان سیاهروی
لیکن بلطف و رحمت بی منتها خوشیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از احساس شادی و رضایت خود سخن میگوید، حتی در شرایط سخت و دشوار. او از دوستی با خدا و احساس خوشبختی در کلبهی فقر میگوید و تأکید میکند که اگرچه ممکن است مردم از او دوری کنند، او با خدا خوش است. همچنین اشاره میکند که حتی اگر کسانی به او ناسزا بگویند یا با او دشمنی کنند، او از این قضیه ناراحت نیست و همچنان خوشحال است. او با اشاره به آلودگی و گناهان خود، اما به رحمت و لطف خداوند امیدوار است و به این ترتیب بر احساس خوشی و رضا در زندگی تأکید دارد.