نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۴ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بتی شیرین لب اما ترشروی و تند خو دارم

نگاری بدقمار و تلخگوی و جنگجو دارم

همه اسب جفا تا زد، همه نرد دغل بازد

بخوی زشت مینازد که من روی نکو دارم

ز جورش با رخی شادان دلی دارم زغم پژمان

که گریه با لب خندان چو مینا در گلو دارم

گهی غنج و دلال آرد، گهی رنج و ملال آرد

گهی خونم حلال آرد چو باوی گفتگو دارم

از آن چشم و ازان ابرو و از آن زلف و از آن گیسو

بکین صف بسته روبر رو سپاهی جنگجو دارم

بتا تا چند کید و کین، تلطف کن دمی بنشین

بفرما زان لب شیرین که دشنام آرزو دارم

مرا در مجمع رندان بفحش و ناسزا چندان

مکن با خاک ره یکسان که من نیز آبرو دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف معشوقی می‌پردازد که ویژگی‌های متناقضی دارد. او را به عنوان دلبری شیرین‌لب اما ترشرو و تندخو معرفی می‌کند. معشوقش به قمار و تلخی زبان معروف است و شاعر به سختی‌های عشق و جدال با او اشاره می‌کند. با وجود رنج‌های ناشی از رابطه، او از زیبایی‌های معشوقش و لحظات شاد زندگی‌اش سخن می‌گوید. شاعر از طرفی حسرت و غم را در دل دارد و از طرف دیگر به عشق و جذابیت معشوق اعتراف می‌کند. او از معشوق می‌خواهد که کمی از کینه و دشمنی‌اش بکاهد و به لب‌های شیرینش اشاره می‌کند که آرزوی او را برآورده کند. در انتها، شاعر از لزوم حفظ آبرو در جمع رندان و دوری از فحش و ناسزا صحبت می‌کند.