نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۹ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

من بجز کار می و ساقی و ساغر نکنم

در همه عمر جز این مشغله دیگر نکنم

زاهد ار نسیه فردا دهم وعده، بگو

نقد امروز بدان نسیه برابر نکنم

تا بود نغمه مرغ سحر و بانگ رباب

گوش بر موعظه واعظ منبر نکنم

وعده شیخ خیالات دروغ است و محال

گو زنخ کم زن از این وعده که باور نکنم

با تو صد بار سخن گفتم و مغلوب شدی

شرط کردم که دگر باره مکرر نکنم

دل من آینه صاف بود، آینه را

بخیالات محال تو مکدر نکنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر نشان‌دهندهٔ عزم و ارادهٔ قوی شاعر در زندگی است. او به این نتیجه رسیده که جز نوشیدن می و لذت‌بردن از همراهی ساقی و ساغر کار دیگری نخواهد کرد. او از زاهدان می‌خواهد که وعده‌های آینده را فراموش کرده و به لذت‌های حال توجه کنند. شاعر ضمن بیان اینکه به موعظه‌های واعظان گوش نخواهد داد، بر این نکته تأکید دارد که وعده‌های غیرواقعی را قبول نمی‌کند و به تکرار آن‌ها نیز اهمیتی نمی‌دهد. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که دلش را از خیالات پوچ نباید مکدر کند و به‌دنبال لحظات خوش و واقعی زندگی باشد.