نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۴۸ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر میخری شکسته تو خود ما شکسته ایم

ور خسته میپذیری ما سخت خسته ایم

لطف تو میگشاید اگر کار بسته را

ما پای خود بدست خود ایدوست بسته ایم

ای خضر رهنما نظری کن بما که ما

عمری بشد که بر سر راهت نشسته ایم

ای رستگان ز خویشتن ای بستگان بحق

لطفی بما کنید که از خود نرسته ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات و درد دل شاعری می‌پردازد که از مشکلات و سختی‌های زندگی خود می‌گوید. او از خضر، نماد رهنما و راهنمایی، درخواست کمک و نظر دارد. شاعر تأکید می‌کند که در زندگی احساس شکسته‌گی و خستگی دارد و به دنبال لطف و همدلی از دیگران است. او همچنین به این نکته اشاره می‌کند که ممکن است سال‌ها در جستجوی راه درست نشسته باشد و از خویشتن خود دور شده باشد. در نهایت، او خواستار حق و رحمت برای رهایی از این وضعیت است.