نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مده بغمزه اجازت دو چشم جادو را

کمانکشی تو میاموز ترک و هندورا

مکش کمان و مزن تیر، ما گرفتاریم

بصید خسته میازار دست و بازو را

چه حاجتت به کمان و چه احتیاج به تیر

که تیره غمزه بس است آن کمان ابرو را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت چشمان معشوقه اش اشاره می‌کند و به او می‌گوید که نیازی به کمان و تیر ندارد، زیرا فقط غمزه و نگاه او کافی است تا دل عاشقان را گرفتار کند. او از معشوقه می‌خواهد که با حرکات خود دیگران را آزار ندهد و نشان می‌دهد که اثر جذابیت او بیش از هر سلاحی است.