نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۰ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بار دیگر یارجویان بر در دیار آمدیم

با دو صد خواری بدین فرخنده در بار آمدیم

از کمال شرمساری با دو صد عجز و نیاز

با امید عفو و با تقصیر بسیار آمدیم

از مذلت حلقه آسا سر نهاده در برش

سایه وار افتاده اندر پای دیوار آمدیم

کار ما بسیار اگر دشوار و صعب افتاده بود

چون تو آسان میکنی هر کار دشوار، آمدیم

ای تعز من تشاء و ای تذل من تشاء

ما بصد خواری و صد محنت گرفتار آمدیم

کهف هر بیچاره و درویش و درمانده توئی

ما بسی درمانده و درویش و ناچار آمدیم

بارها با جرم افزون گر بر اندیمان ز در

باز با جرم فزونتر ما دگر بار آمدیم

کام ما ز اندیشه و اندوه شد بسیار تلخ

بر امید لطف آن لعل شکر بار، آمدیم

هم سزاوار تو باشد عفو و اغماض و گذشت

نیز گرماهر عقوبت را سزاوار آمدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به احساس شرمساری و عجز گروهی از یاران اشاره دارد که با امید به بخشش و عفو، به درگاه محبوب خود آمده‌اند. آنان با وجود مشکلات و موانع زیادی، به خاطر محبت و رحمت محبوب، خود را در مقام درخواست و نیاز معرفی می‌کنند. با بیان اینکه هرچند گناهانشان زیاد است، اما همچنان امیدوارند که از جانب محبوب رحمت و گذشت دریافت کنند. در نهایت، آنها خود را در زمره درماندگان و بی‌چاره‌ها می‌دانند و به این امید به درگاه محبوب قدم گذاشته‌اند که شاید در سایه لطف او، از دردهای خود رهایی یابند.