نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵۶ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز آبادی به ویرانی رسیدیم

ز دانایی به نادانی رسیدیم

به کوی نیستی از راه هستی

به درویشی ز سلطانی رسیدیم

اگر یاران به دشواری رسیدند

به مقصد، ما به آسانی رسیدیم

بسی منزل که طی شد تا در این راه

به اول گام حیرانی رسیدیم

دلیل راه ما شد کفر زلفش

به آیین مسلمانی رسیدیم

نگین اهرمن دزدیده بودیم

به انگشت سلیمانی رسیدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این ابیات به سفر پر پیچ و خم زندگی اشاره دارد که از حالت آبادانی و دانایی به ویرانی و نادانی رسیده است. شاعر به مفهوم گذر از دنیای مادی و سلطنت به درویشی اشاره می‌کند و بیان می‌کند که حتی اگر دوستانش با دشواری رو به رو شده‌اند، او به سادگی به مقصد خود رسیده است. مسیر دشوار زندگی، او را به حیرانی و نکات عمیق‌تری از وجودش رهنمون کرده و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که عشق و زیبایی زلف معشوقش، به او مفهوم واقعی ایمان و اعتقاد را می‌آموزد. در پایان، شاعر از دزدیده شدن نگین خود به وسیله اهرمن سخن می‌گوید و به قدرت و عظمت سلیمان اشاره می‌کند. در کل، این اشعار به جستجو برای حقیقت و راه‌های گوناگون زندگی اشاره دارد.