شمارهٔ ۲۶۰ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
من بشیشه درون پری دارم
بهره ای از فسونگری دارم
بهر زیبا رخان دیبا پوش
جنس دیبای شوشتری دارم
لایق گلرخان سیم اندام
در دکان اطلس ورزی دارم
گر بخواب اندرون پریشانی
دیده ای، من معبری دارم
نیز آموخته ز چشم بتان
صفت سحر و ساحری دارم
گرد فرموده علم باطن را
نیز با علم ظاهری دارم
سر نهاده بخاک پای بتان
بر همه خلق سروری دارم
حالت فقر و خوی درویشی
در لباس توانگری دارم
هر چه دارم بیمن همت پیر
از مقام قلندری دارم
تا رخ تو است شمع محفل من
طعنه بر مهر خاوری دارم
بنده گشتم که خویش فرمودی
خاطر بنده پروری دارم
بر سر دل نهاده ام جان نیز
تا تو گفتی که دلبری دارم
منم اکنون که در شریعت عشق
ادعای پیمبری دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه شاعر است. او از زیباییهای عشق و معشوقهاش سخن میگوید و خود را در خدمت و بندگی محبوب میداند. شاعر به زیباییهای روحانی و ظاهری اشاره میکند و خود را غرق در عشق میبیند، بهطوریکه فقر و درویشی را در عین توانگری تجربه میکند. او عشق را شریعتی میداند که در آن ادعای نبوت میکند و به اهمیت مقام معشوق برای خود اشاره میکند. در کل، شعر درباره عظمت عشق و وابستگی شاعر به محبوبش است.