شمارهٔ ۲۶۱ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ما فرو مانده در این ره به نخستین قدمیم
بحقیقت نه وجودیم که عین عدمیم
تو چه حداد در این کوره و ما همچو دمیم
هر چه خواهی بدم اندر دل ما، تا بدمیم
پدر ما عرب و مادر ما از عجم است
ما ندانیم خدایا که عرب یا عجمیم
چه طلسمات عجائب که در این هیکل ماست
هم ز افلاک فزونیم و هم از خاک کمیم
بنده حضرت عشقیم که با دولت پیر
از ازل تا بابد زنده دل و تازه دمیم
خون ما را دیت از خاک ستانند چرا
طعنه بر ما زنی ایشیخ که صید حرمیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات و هویت شاعر در میان دو فرهنگ عرب و عجم (فارسی) میپردازد. شاعر احساس میکند که در این دنیا، در واقع وجودی ندارد و به نوعی در حال انجماد و بیتحرکی است. او از ترکیب نژاد خود که به عرب و عجم میرسد، احساس سردرگمی میکند و نمیداند که به کدام سمت تعلق دارد. همچنین به تقدس عشق و ارزشهای معنوی اشاره میکند و بیان میکند که باوجود این مشکلات و تردیدها، همچنان زنده و پرجنبوجوش است. شاعر به ظلمتی که بر سر مردم میآید و نسبت به هویت آنها چه عرب و چه عجم معترض است، میپردازد و حس میکند که عشق و معرفت الهی میتواند رهاییبخش باشد.