شمارهٔ ۲۶۵ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خیز تا رخت از این کوی بیکسوی کنیم
کار با مردم گیتی همه یک روی کنیم
دین یکی، قبله یکی، راه یکی، شاه یکی است
تا بکی روی از این سوی بدان سوی کنیم
بیش از این بهره ما نیست زانصاف قضا
گر همه قسم جهانرا بتر از وی کنیم
از نصیبی که نهادند فزون میندهند
روز و شب گرد جهان هر چه تکاپوی کنیم
ما که داریم چمنها ز گل و لاله و سرو
بدمنها گل خر زهره چرا بوی کنیم
آنکه صد سلسله دل بست بیک حلقه زلف
آفرینش همه بر قوت بازوی کنیم
تا ببینیم یکی صورت حال دو جهان
یکنفس روی در آئینه زانوی کنیم
ما که از مغزهش و جان خردزاده شدیم
حیف از آن است که با بیخردان خوی کنیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به همبستگی و یکپارچگی بشر اشاره میکند و تأکید میکند که باید به جای تمایزها، به اشتراکات و نقاط قوت مشترک خود توجه کنیم. او بر این نکته تأکید دارد که دین، عقیده و مسیرهای مختلف باید به یک مقصد منتهی شوند و از اختلافات فاصله بگیریم. همچنین به ارزش زندگی و زیباییهای آن اشاره میکند و میگوید که نباید درگیر مسائلی شویم که ما را از پرداختن به زیباییها و معانی عمیق زندگی دور میکند. در نهایت، او بر لزوم خردورزی و دوری از بیخردی تأکید میکند و ابراز تأسف میکند که برخی افراد از حقیقت و زیبایی دور میشوند.