شمارهٔ ۲۶۲ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
با خراباتیان رهی دارم
در خرابات بنگهی دارم
ننهم جان و دل بگفته شیخ
که دل و جان آگهی دارم
مینگویم که شیخ گمراه است
او رهی نیز من رهی دارم
شیخ اگر رو بدرگهی دارد
نیز من رو بدرگهی دارم
نه چه دستار او بزرگ و گران
نه چنو ریش انبهی دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بررسی تفاوت بین خودش و شیخی میپردازد. او میگوید که از خراباتیان (ولایتیها یا کسانی که در راه عشق و عرفان هستند) جدا نیست و در این مسیر، جان و دل خود را به شیخ سپرده است. شاعر به شیخ انتقاد میکند و معتقد است که او نیز در گمراهی قرار دارد. او به نوعی برابری را بین خود و شیخ نشان میدهد و تأکید میکند که نه مقام شیخ (دستار) و نه قیافه او (ریش) دلیل بر برتری او نیست. در نهایت، شاعر میخواهد بگوید که هر دو در مسیر مشابهی هستند.