شمارهٔ ۲۷۸ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز لعل دلکشت ای یارجانی مطلبی دارم
سخن ناگفته از خجلت نهان زیرلبی دارم
بامیدی که لبیکی رسد یا نامه و پیکی
همه شب بی زبان بادوست یارب یاربی دارم
همه روزم چه مسجد وقف زهاد و ریاکاران
ولی در صحبت رندان عجب خرم شبی دارم
بسی نذر و دعا دارم که مقصودم شود حاصل
که طفل نو سبق بسته به قید مکتبی دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به عشق و آرزوی خود نسبت به معشوق اشاره میکند. او از احساس خجالت و ناتوانی در بیان احساساتش صحبت میکند و امیدوار است که روزی خبری یا پاسخی از معشوق دریافت کند. او روزهایش را در مکانهای مذهبی پر از ریا و تظاهر میگذراند، اما شبها در کنار دوستان خود احساس شادی و سرخوشی میکند. شاعر همچنین به نذر و دعاهایش اشاره میکند و آرزو دارد که آرزوهایش برآورده شود، بهویژه در مورد چیزی که به آن همچون یک کودک نوپا وابسته است.