شمارهٔ ۲۹۱ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بنده را سر بر آستان بودن
بهتر از پا بر آسمان بودن
نفسی در رضای حضرت حق
بهتر از عمر جاودان بودن
گه چو زنجیر سر بحلقه در
گه چو در، سر بر آستان بودن
چیست حکمت ز گرد کردن گوی
در پی حکم صولجان بودن
مالک دوزخ هوا گشتن
بهتر از خازن جنان بودن
بهتر از پادشاهی دو جهان
بر در دوست پاسبان بودن
بندگی در جناب حضرت عشق
بهتر از شاه انس و جان بودن
عین انسان شدن بدیده حق
یعنی از چشم خود نهان بودن
مسند از کوه قاف گستردن
بال سیمرغ سایبان بودن
چون جرس بسته از پی محمل
در ره عشق یک زبان بودن
یکدل و یک دهان و یک ناله
همه تن جنبش و فغان بودن
گمرهانرا در این شب تاریک
روشنی سوی کاروان بودن
در سیاحت بساحت ملکوت
با دل و روح همعنان بودن
از زمان و زمانیان بیرون
بنده صاحب الزمان بودن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تبیین مقام بندگی و ارزش آن در نزد خداوند میپردازد. شاعر بیان میکند که سر بر آستان حق بودن و تسلیم در برابر اراده الهی، برتر از هر مقامی است. او به این نکته اشاره دارد که زندگی در رضای خداوندی حتی بر عمر جاودان ارجحیت دارد. همچنین، بودن در خدمت خدا و عشق حقیقی، بهترین حالت انسانی است و در آن انسان از خود میگذرد و به حقیقت میرسد. شاعر در نهایت بر لزوم اتحاد و همدلی در مسیر عشق و بندگی تأکید میکند و از گمراهی و تاریکی در زندگی بشری یاد میکند و به دنبال روشنایی و راهی برای رسیدن به حقیقت است. او به مقامات معنوی اشاره میکند که برتر از هر سمت و مقام worldly هستند و در پی تحقق این معناست.