شمارهٔ ۲۹۳ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ترکانه سحر تاخته آمد بسر من
شمشیر جفا آخته آمد بسرمن
با چهره افروخته آمد ببر من
با قامت افراخته آمد بسر من
یکباره بزد رخت حریفان و بدر برد
آن دزد که نشناخته آمد بسر من
آن خانه برانداز که با عشوه و باناز
صد خانه برانداخته، آمد بسر من
صد جامه تقوی و دو صد جامه زناموس
یکباره بپرداخته، آمد بسر من
آشفته و مستانه بناگاه سحرگاه
با زلف نگون ساخته آمد بسر من
در محفل یاران دغل بار، بمستی
صد نردهوس باخته، آمد بسرمن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وصف یک شخصیت جذاب و فریبنده میپردازد که در سحرگاه به سراغ او آمده است. این شخصیت با چهرهای درخشان و قامت افراخته، همچون دزد ویرانگری، دلها را میرباید و در عین حال، از معیارهای اخلاقی و تقوی میگذرد. شاعر در توصیف این فرد، از حالت آشفته و مستانه او صحبت میکند که در جمع دوستانش، بیپروا به افراط و گذر از مرزهای عفت و حیثیت میپردازد. این تصویر، همچنین نشاندهنده تأثیر قدرت و جذابیت خاص فرد بر روح و روان شاعر است.