نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۹۵ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شب آمد جام می را مرحبا کن

سر اندیشه را از تن جدا کن

بیار آی از می دوشینه محفل

حریفان قدح کش را صلا کن

چه سود از سبحه و سجاده زاهد

اگر مردی بیا دردی دوا کن

چه خوردی دوش و در بزم که خفتی؟

اگر اهل دلی با ما صفا کن

نهادی راز ما در بزم رندان

خطا کردی دل ما را رضا کن

بلطفی گر لبت کام دل ما

نبخشاید، بدشنامی روا کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره دعوت به لذت و خوشگذرانی در شب است. شاعر از خواننده می‌خواهد که با می‌نوشی و رفاقت، خود را از دنیای جدی و روزمره جدا کند. او به نقد زاهدان می‌پردازد که با عبادت، اما بدون شناخت حقیقت زندگی، تنها به ظواهر اکتفا می‌کنند. شاعر می‌گوید که ارزش زندگی در همدلی و صفا با دیگران است و از آنها می‌خواهد که در میخانه به شادی و محفل‌نشینی بپردازند و دردی را دوا کنند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که محبت و دوستی می‌تواند به فراموشی بدگفتاری‌ها منجر شود.