نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ایدو زلفت سپاه بی ترتیب

وی دو مژگانت فوج بی سر تیب

بکش و جور کن که گفته عرب

در مثل ضربه الحبیب زبیب

نوبهار رخ تو را مرساد

هرگز از آفت خزان آسیب

خضر را چشمه حیات و مرا

لب لعلت خدای کرده نصیب

لبی و صد هزار سحر و فسون

چشمی و صد هزار مکر و فریب

آمد آن تیره شب بشکل مریب

هیکل معجب و مثال غریب

ساتر عیب و قائد احباب

مایه عیش و موجب تحبیب

می ده ایچهره تو غیرت ماه

که ستاره نهاد رو بنشیب

می روشن به تیره شب نیکوست

که بود تیره شب بهار اریب

روز روشن بباده روشن

نکشد رای هوشمند ادیب

با می ناب کن خضاب انگشت

چون فلک بر کشید کف خضیب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و از او به عنوان سپاه بی‌نظم و فوجی با مژه‌های دل‌ربا یاد می‌کند. شاعر می‌خواهد با ابراز احساسات خود، معشوق را تحت تاثیر قرار دهد و به زیبایی او در بهار ودر برابر آفت خزان اشاره می‌کند. همچنین به قدرت عشق و جاذبه‌های معشوق، همچون لب‌های رنگین و چشمان فریبا، پرداخته شده است. در این شعر، شب تیره به عنوان سمبلی از مشکلات و موانع معرفی می‌شود که زیبایی معشوق در روشن کردن آن نقش زیادی دارد. شاعر به دنبال نوشیدن می و لذت بردن از زندگی است و در نهایت بر اهمیت زیبایی و عشق تأکید می‌کند.