شمارهٔ ۳۰۰ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عیب دانشور بود با ناکسان صهبا زدن
در حضور باده خواران حرف بی پروا زدن
می زدن نیکو بود در کیش دانایان ولی
شرط دانش نیست جز با مردم دانا زدن
چیست با بی دانشان گفتن سخنهای دقیق
تیغ هندی بر فراز صخره صما زدن
چون نداری خبرت از علم معانی و زبیان
پس چه افتادت بیاوه حرف بیمعنی زدن
شیخ وسواسی نهد در بزم رندان چون قدم
جامه را از پیش و از پس بایدش بالا زدن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد رفتار کسانی میپردازد که در محافل نوشیدنی با افراد نادان صحبت میکنند و خود را به عنوان دانشمند معرفی میکنند. شاعر بر این باور است که؛ گفت و گو با نادانان، به ویژه در موضوعات عمیق، بیفایده است و تنها باعث بروز اظهارات بیمعنی میشود. همچنین اشاره میکند که شخصی مانند شیخ وسواسی در جمع رندان باید به شکل خاصی رفتار کند و احتیاط کرده و از مشکلات اجتماعی دوری کند. به طور کلی، این متن به اهمیت همنشینی با افراد دانا و پرهیز از بیمحتوایی در گفتار تأکید دارد.