شمارهٔ ۳۰۷ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
عید شد باده مغانه بزن
باده با چنگ و با چغانه بزن
قدم از صحن خانه تا لب بام
بنه و طبل شادیانه بزن
شب عید است تا سحر خوشباش
باده و چنگ را شبانه بزن
دست افشان و پای کوبان شو
هی لگد بر سر زمانه بزن
با جوان بخت یار شیرین طبع
باده تلخ را جوانه بزن
کوس عیش است بر سر بازار
تو قدح در درون خانه بزن
با بتی سرو قد کمان ابرو
تیر را راست بر نشانه بزن
تنگ چون پیرهنش در بر گیر
چنگ در طره اش چو شانه بزن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به جشن و شادی و لذت از زندگی در عید پرداخته است. شاعر از شنیدن صدای چنگ و طبل و نوشیدن باده صحبت میکند و مردم را به خوشگذرانی و شادی دعوت میکند. او از زیباییهای جوانی، عشق و لحظات شاد یاد میکند و تأکید دارد که باید از زندگی لذت برد و به سرنوشت اهمیت نداد. در کل، این شعر به شادمانی و جشن در شب عید میپردازد.