نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۳ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

می نخوردی سخن از باده و از جام بگو

یا بدل یا بزبان حرفی از آن نام بگو

از زبان گوی بدل، باز ز دل گوبزبان

هر دو چون گشت یکی، با همه اندام بگو

تا بهوشی و خرد لب بلب چاه بنه

چون شدی مست زمستی بلب بام بگو

خاصه را ما حضر از راتبه خاص بیار

عامه را نیز سخن از روش عام بگو

کودکانرا که ندانند بجز حرف هجی

زان قد و زلف مگو، از الف و لام بگو

خردسالان که نخواندند بجز حرف هجی

زان لب و چشم مگو، پسته و بادام بگو

طمع خام بود وصل تو، با مرده دلان

دلخوشی را سخنی زان طمع خام بگو

نزد اغیار نشاید سخن از یار سرود

سر بگوشم نه و آهسته و آرام بگو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی از گفتگو و شعر در مورد می و باده اشاره دارد. شاعر از شنونده می‌خواهد که در صحبت‌هایش فقط از این موضوعات سخن نگوید و به جای آن از مسائل دیگر حرف بزند. او به تمایز بین کلمات و احساسات اشاره می‌کند و تأکید بر این دارد که صحبت باید در سطحی مناسب برای مخاطبان باشد. شاعر همچنین به ناتوانی کودکان در درک عمیق موضوعات اشاره می‌کند و از آنها می‌خواهد که فقط به مسائل ساده‌تر بپردازند. در نهایت، او هشدار می‌دهد که نباید درباره عشق و احساسات عمیق در جمع‌های عمومی صحبت کرد و بر آرامی و احتیاط در بیان عواطف تأکید می‌کند.