نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱۶ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن مست ببین بی خبر از خویش فتاده

خشت سر خم زیر سر خویش نهاده

سر بر در میخانه و لب بر لب مینا

پا بر سر عقل خرد اندیش نهاده

سلطان جهان است که از روی محبت

سر بر قدم حضرت درویش نهاده

تشویش کجا در دل او راه نماید

او پای بفرق سر تشویش نهاده

زین شربت شیرین بمیالای دهانرا

زیرا که در این نوش، دو صد نیش نهاده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، تصویر فردی مست و غافل از خویش به تصویر کشیده شده که بر روی زمین افتاده و سرش را روی خشت می‌گذارد. او در کنار درب میخانه نشسته و پا بر سر عقل خود نهاده است. شاعر به محبت و مقام درویش اشاره می‌کند که در قلبش آرامش دارد و نگران تشویش و مشکلات نیست. او با اشاره به شراب، به شیرینی آن و در عین حال به دسیسه‌ها و مشکلات نهفته در آن اشاره می‌کند. در کل، شعر به تناقضات زندگی و عشق، همچنین به آرامش درونی در برابر مشکلات می‌پردازد.