شمارهٔ ۳۱۷ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ندارم توشه ای از بهر این ره
بجز یکقطره اشک و یکنفس آه
بهای قطره اشکی چه باشد
که دریاهای خون بینم در این راه
زره وامانده ای درمانده خوش گفت
که ره دور است و گام عمر کوتاه
اگر یکدم بغیر از راه حق رفت
از آن یکدم هزار استغفرالله
چو دوری از در دل چند گوئی
که نزدیک است دل را ره بدرگاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از کمبود توشه و چالشهای راه زندگی صحبت میکند. تنها سرمایهاش یک قطره اشک و آه است، و از این میپرسد که ارزش این قطره اشک چیست در مقابل دریاهای خون که در مسیر زندگی میبیند. او همچنین به زرهی اشاره میکند که از خستگی و ناامیدی ناشی از طولانی بودن راه و کوتاهی عمر صحبت میکند. شاعر میگوید اگر حتی یک لحظه از راه حق دور شویم، باید از آن یک لحظه بسیار پشیمان باشیم. در پایان، او به این نکته اشاره میکند که با وجود دوری از معشوق، همیشه راه به سوی او نزدیک است.