شمارهٔ ۳۲۰ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای شیخ جز این خرقه و دستار چه داری
جز انده و اندیشه بسیار چه داری
گیرم تو خری علم چه باریست به دوشت
در گل چو فتاد این خر و این بار، چه داری
تکرار کنی روز و شب این درس مزور
یک بار بگو زین همه تکرار چه داری
تسبیح تو چون رشته و دستار تو افسار
آخر بجز این رشته و افسار چه داری
عمریست که داری به در مدرسه مشکوی
باری خبر خانه خمار چه داری
ما رند خرابیم و به تو کار نداریم
شیخی و کبیری تو، به ما کار چه داری
گفتار نکو از تو شنیدهستیم اما
بر گو تو ز نیکویی کردار چه داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نقد شیخها و علمای دینی میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که صرفاً داشتن ظواهر مذهبی مانند خرقه و دستار کافی نیست. شاعر از شیخ میپرسد که او جز اندوه و اندیشههای تکراری چه چیزی دارد و تأکید میکند که علم و تکرار درسی که به آن اهمیت نمیدهند، بیفایده است. همچنین شاعر به کمتحرکی و بیعملی در زندگی دینی اشاره کرده و از شیخ میخواهد تا به کارهای نیک خود بپردازد و از خود بگوید. در نهایت با اشاره به اینکه رندان خراب و بیخودند و به شیخ کاری ندارند، نوعی انتقاد اجتماعی و فرهنگی از وضعیت آن زمان را مطرح میکند.