شمارهٔ ۳۲۴ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
این طره پر چین که شکن در شکن استی
امشب چه فتاده است که در دست من استی
خورشید فرود آمده از طارم گردون
یا روی تو آرایش این انجمن استی
گفتم که کنم خانه بصحن چمن امشب
دیدم ز تو این خانه چه صحن چمن استی
در باغ بود لاله و سرو و چمن و گل
تو باغ گل و لاله و سرو و چمن استی
ای خاتم جم، شکر که افتاده دگر بار
در دست سلیمان ز کف اهرمن استی
بر گردن گردون فکنم بند که امشب
در دست من از زلف تو مشکین رسن استی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت کسی (نمایان از توصیف معشوق) ساخته شده است. شاعر به زیبایی موهای معشوقش اشاره میکند و به نظر میرسد که این زیبایی به اندازهای است که گویا خورشید پایین آمده تا شاهد آن باشد. او در توصیف زیبایی معشوقش به باغ و گل و لاله اشاره میکند و میگوید که معشوقش خود باغی از گلها و زیباییها است. در نهایت، او ابراز میکند که میخواهد زلفهای معشوقش را مانند ریسمانی در دست داشته باشد. به طور کلی، شعر در توصیف زیبایی و جذابیت معشوق با استفاده از تصاویر طبیعی و خیالانگیز است.