شمارهٔ ۳۳۰ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
با رقیبان سر سفر داری
با اسیران دگر چه سر داری
چه روی سوی مصر و بنگاله
تو که هم قند و هم شکر داری
ملک خاور گرفته ای بجمال
گوئیا میل باختر داری
ما هم از دیر سوی کعبه رویم
تو اگر راه کعبه برداری
ما مسلمان شویم دیگر بار
تو باسلام میل اگر داری
من دل از مهر بر نخواهم داشت
تو اگر دل ز مهر برداری
من بسوی دگر نخواهم رفت
تو اگر رو سوی دگر داری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی روابط انسانی و احساسات عاشقانه میپردازد. شاعر با اشاره به رقیبان و اسیران، از تنهایی و درد درونی صحبت میکند. او به زیبایی طرف مقابل اشاره میکند و میپرسد چرا به سرزمینهای دور مینگرد در حالی که همه چیز در دست اوست. شاعر همچنین به جاهایی چون کعبه اشاره میکند و میگوید که اگر طرف مقابل نیز به سمت آن برود، او هم مسلمان خواهد شد. در نهایت، هر دو طرف به احساسات و وابستگیهای خود اشاره میکنند و میگویند که در صورت تغییر در احساسات طرف مقابل، آنها نیز تغییر نخواهند کرد.