شمارهٔ ۳۲۵ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هر جا سخن از شکر و قند و عسل استی
قند لب شیرین تو ضرب المثل استی
هرسو که سرایند حدیث از گل و از مل
لعل تو و رخسار تو نعم البدل استی
صبح است بیا حی علی گوی هله باز
بر باده دوشینه که خیرالعمل استی
جانم بفدای تو که از مجلس دوشین
گفتند حریفان که تو از من خجل استی
ما دزد تبه کار و تو شرمنده ز رفتار
قربان تو گردم ز چه رو منفعل استی
هر شب که گذاری قدم ایشیخ در این بزم
عیش و طرب باده کشان زین قبل استی
یکعمر ریا کردی و امروز بغیر از
یکدلق ملمع چه ترا ما حصل استی
نه یار عقاری و نه همکار قماری
ای عربده جو شیخ که دزد و دغل استی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره محبوبی است که به شیرینی و زیبایی معروف است. شاعر اشاره میکند که هر جا سخن از شیرینی و نعمت باشد، محبوب او نماد آن است. او به زیبایی چهره محبوب و جاذبهاش اشاره میکند و از لذتهای زندگی صحبت میکند. همچنین، شاعر به فضایل محبوب خود، مانند خجلت او از رفتار دیگران، اشاره میکند و کنایه میزند که بیعملی و ریا در زندگی او حاکم شده است. در نهایت، شاعر به نوعی انتقاد میکند از افرادی که به راحتی از زندگی لذت میبرند، بدون توجه به واقعیت و حقیقت.