نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۹ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

گر تلخ کنی و گر ترش روی

ور چین فکنی میان ابروی

دل باختگان بجان پسندند

هر بد که کنی بجای نیکوی

ما دست نمی نهیم از این پای

ما پای نمیکیشم از این کوی

چون یار نکو رخ است و زیبا

سهل است اگر چه هست بدخوی

یا پای منه بکوی خوبان

یا دست بخون دل فرو شوی

ماهی است فتاده بر لب بام

سروی است ستاده بر لب جوی

من سرو ندیده ام قبا پوش

من ماه ندیده ام سخنگوی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و زیبایی معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر معشوق بدخلق باشد، دل‌باختگان همچنان او را دوست دارند و از عشق خود دست برنمی‌دارند. او به زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که هرچند ممکن است رفتار او ناخوشایند باشد، اما عشق واقعی او را فراموش نمی‌کند. شاعر همچنین به تضاد بین زیبایی و بدخلقی در عشق اشاره می‌کند و تصویرهایی مانند ماه و سرو را برای بیان زیبایی‌ها استفاده می‌کند. در نهایت، او به این نکته تاکید دارد که عشق حقیقی بالاتر و مهم‌تر از هر چیز دیگری است.