شمارهٔ ۳۳۱ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چون شود با ما اگر رسم ستم کمتر کنی
اندکی این جور را با عاشق دیگر کنی
غازه ای از خون ما بر چهره خود کن نگار
چون ز بهر ناسزایان خویشرا زیور کنی
لختی از این سوخته دل نه بخوان بهر کباب
با حریفان دغل چون باده در ساغر کنی
دامن از دستم مکش ای تندخوی از روی قهر
کز نثار چشم من دامن پر از گوهر کنی
نام ما با خون مظلومان رقم کن نز مداد
چونکه نام عاشقانرا ثبت در دفتر کنی
با حریفان دغل هر شب زنی می تا سحر
چونکه دور ما رسد آغاز شورو شر کنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق میپردازد. شاعر از محبوبش میخواهد که کمی از ظلم و ستم خود بکاهد و با محبت بیشتری با او رفتار کند. او خواستهای از محبوب دارد تا زخمهای دلش را با نگاهی لطیف تسکین دهد و به محبت بپردازد، نه با خشونت. شاعر به محبوبش تذکر میدهد که نام آنان را در کتب عشق ثبت کند و از او میخواهد که در کنار دیگران از عشق و محبت دور نشود. این شعر نشاندهندهی عمیقترین احساسات عاشقانه و درخواستهای شاعر برای توجه و محبت بیشتر از سوی محبوبش است.