نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۶ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چرا میل دل آزاری نداری

مگر با ما سر یاری نداری

ترا در دلبری صنعت تمام است

ولیکن رسم دلداری نداری

شد از جور تو ویران خانه دل

چرا آهنگ معماری نداری

بصید خانگی قانع شو امروز

که ذوق صید بازاری نداری

نمیپرسی گرفتاران خود را

چرا گو خود گرفتاری نداری

دل از بیمار چشمت گشت بیمار

چرا میل پرستاری نداری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از معشوق می‌پرسد که چرا تمایلی به آزار او ندارد و آیا با او در دوستی نیست. او به زیبایی و هنر معشوق در عشق‌ورزی اشاره می‌کند، اما از نبود احساس دلداری در او گله‌مند است. شاعر بیان می‌کند که قلبش به خاطر بی‌مهری معشوق ویران شده و از او می‌خواهد که حداقل امروز از زیبایی‌های ساده لذت ببرد، چرا که در بازار عشق موفقیتی ندارد. همچنین، شاعر به بی‌توجهی معشوق به حال و روز عاشق اشاره می‌کند و در نهایت از او می‌پرسد که چرا میل به پرستاری و توجه به عاشق ندارد، در حالی که چشمانش باعث بیمار شدن دل او شده است.