شمارهٔ ۳۳۸ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
رفتم بدر پیر خرابات تو بودی
رفتم بدر شیخ مناجات تو بودی
در کعبه و در دیر بهر مامن و مسکن
چون حلقه زدم، قبله حاجات تو بودی
عالم همه دیدم که بجز اسم و صفت نیست
نیکو نگرستم همه را ذات تو بودی
گیتی همه را در عدم صرف بدیدم
نفی همه را صورت اثبات تو بودی
ذرات جهان راز عدمها بسوی خویش
آوردی و اندر همه ذرات تو بودی
مافات مضی عمر من از دست بدر رفت
حمدالک چون حاصل مافات تو بودی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به تجلیات الهی و وجود خداوند اشاره میکند. او میگوید که در هر کجا که رفته، از خرابات تا کعبه، در همه جا تو را دیده است. همچنین، بیان میکند که در عالم فقط اسم و صفت وجود دارد و همه چیز جز ذات خداوند نیست. او تأکید میکند که تمام موجودات در اصل به سمت عدم میروند و حقیقتاً وجود خداوند است که در همه چیز حضوری معنوی دارد. در نهایت، شاعر از گذر عمر و عمر محدود خود سخن میگوید و اشاره میکند که تنها حمد و ستایش خداوند است که باقی مانده است.