نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴۳ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

تو از عالم جز این یکدم نداری

جز این یکدم تو از عالم نداری

مده بیهوده نقد این دم از دست

که سرمایه جز این یکدم نداری

همه عالم غم و درد تو دارند

ز بیعاری تو درد و غم نداری

توئی اسکندر اما آینه ات نیست

سلیمانی ولی خاتم نداری

نشان آدم از تعلیم اسما است

تو غیر از اسمی از آدم نداری

چه میپوئی بگرد اسم اعظم

که تو اسمی ز خود اعظم نداری

بگرد نکته مبهم چه پوئی

که جز خود نکته ای مبهم نداری

مکن با کس عیان راز دل خویش

که غیر از خویشتن محرم نداری

دوای درد خود را هم ز خود جوی

که جز از خویشتن مرهم نداری

اگر رستی تو از دستان این زال

بمردی کم دل از رستم نداری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان اهمیت لحظه حال و زندگی در زمان کنونی می‌پردازد و به انسان‌ها یادآوری می‌کند که ارزش واقعی در همین لحظه است. شاعر تأکید می‌کند که انسان‌ها نباید وقت خود را بیهوده تلف کنند و باید از هر لحظه استفاده کنند، زیرا نباید فراموش کنند که تنها دارایی واقعی‌شان همین لحظه است. او همچنین به ضعف‌ها و ناتوانی‌های انسان اشاره می‌کند و می‌گوید که despite داشتن صفات بزرگ، افراد در درون خود نمی‌توانند به واقعیت‌های عمیق‌تری دست پیدا کنند. شاعر توصیه می‌کند که انسان‌ها به درون خود نگاه کنند و از خود شفای دردهایشان را بیابند، چرا که هیچ کس نمی‌تواند به اندازه خود آن‌ها را درک کند. در نهایت، او با اشاره به شخصیت‌های تاریخی، به این نکته می‌پردازد که حتی بزرگ‌ترین قهرمانان نیز شاید در درون خود احساس کمبود و ناتوانی داشته باشند.