نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۰ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بندگی بر در مردان خدا دین من است

خاک راه همه عالم شدن آئین من است

توتیائی است عجب خاک ره اهل نظر

که در او روشنی چشم جهان بین من است

گر بسگبانی ایندر بپذیرند مرا

بندگان ره حق، غایت تمکین من است

من همان بنده هر دشمن دیرین خودم

شیخ این شهر اگر دشمن دیرین من است

همه شب خفته ام و چشم عنایت بیدار

پاس لطفش نگران بر سر بالین من است

خنگ تسلیم و رضا گر بودم زیر رکاب

اطلس چرخ نهم غاشیه برزین من است

جام کیخسرو و آئینه اسکندر اگر

دیده باشی، بمثل جام سفالین من است

من بدل کین کسم نیست بگو رو خوشباش

زاهد ار روز و شب اندر بدلش کین من است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره حالت بندگی و عشق به خدا و روحانیون است. شاعر بیان می‌کند که بندگی او در درگاه خداوند و پیروان راستین اوست و اینکه ارزش خاکی که در راه این بزرگواران قرار دارد، بی‌نظیر است. او به تمکین و تسلیم در برابر حق اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر خصم خود باشد، باز هم بندگی او را برمی‌گزیند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که اگرچه ممکن است زاهدان نسبت به او بدبین باشند، او کینه‌ورزی را نمی‌پذیرد و به عشق و بندگی ادامه می‌دهد.