نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در سلسله عشق که بگسیختنی نیست

غیر از دل سودا زده آویختنی نیست

در سایه زلف تو نهد دام بلا را

هر فتنه که از چشم تو انگیختنی نیست

ما سر بکف خویش نهادیم درین کوی

از بخت سیه تیغ تو آهیختنی نیست

مردانه گوارا و بجان نوش کن ایدل

این جام بلا را که ز کف ریختنی نیست

خاکستر ما و تو گر افتیم بدوزخ

ایشیخ پس از سوختن آمیختنی نیست

سختم عجب آید که بود سختترش بند

هر بنده که از قید تو بگریختنی نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساس عمیق عشق و تعلق خاطر نسبت به محبوب می‌پردازد. شاعر در بیان عشق خود به محبوبی می‌گوید که هیچ چیز نمی‌تواند این رابطه را از هم بگسلاند و دل‌های عاشقانه همیشه در این عشق باقی می‌مانند. او به تلاطم‌ها و مشکلاتی که از عشق ناشی می‌شود اشاره می‌کند و بیان می‌کند که حتی در سخت‌ترین شرایط،逃 از عشق محبوب ممکن نیست. شاعر به نوعی تلخی و شیرینی را در عشق تجربه می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که عشق و وابستگی به محبوب جزو سرنوشت اوست.