شمارهٔ ۴۴ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
صوفی امروز مگرمست زجامی دگر است
رفته از خویش که در سیر مقامی دگر است
می حلال است بکیش من و تزویر حرام
که بهر کیش حلالی و حرامی دگر است
رشته سبحه و زنار اگر چند یکی است
در حرم دامی و در بتکده دامی دگر است
شیخ دعوی کند از تقوی و صوفی ز صفا
که بهر بزمی ازین شعبده نامی دگر است
من بر افراد بشر شیخ بر آحاد بقر
ز خداوند بهر قوم امامی دگر است
شیخ دارد نفسی با اثر از وعظ و لیک
سخن پیر خرابات کلامی دگر است
مشو ایخواجه چنین غره که هر شام و سحر
طائر دولت و اقبال ببامی دگر است
ساغر عیش که در دست مدیر فلک است
میکند گردش و هر روز به جامی دگر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان تفاوتهای بین شیوههای مختلف عرفان و دینداری میپردازد. شاعر اشاره میکند که هر فرد یا گروهی در راه خود، تجربه و آموزههای خاص خود را دارند. او به بررسی این تفاوتها میپردازد و میگوید که در حالی که ظاهر برخی چیزها مشابه است (مثل رشته سبحه و زنار)، حقیقت هر یک در مکان و زمان متفاوت است. همچنین، او به تضاد بین ظاهر و باطن در امور دینی و عرفانی اشاره میکند و این نکته را یادآور میشود که هر کس نباید به سادگی از مقام خود غره شود، چرا که زندگی همواره در حال تغییر است و بقا و سعادت، حاصل درک عمیقتری از حقیقت است. شاعر به این نکته میپردازد که هر گروه و مکتبی، امام و راهنمای خاص خود را دارند و در نهایت، زندگی و خوشیها تحت تأثیر گردش روزگار تغییر میکنند.