شمارهٔ ۴۷ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چهر حق را جلوه اندر کعبه و میخانه نیست
گر بود جز در دلی آشفته و دیوانه نیست
ورد صبح و شام زاهد را اثر نبود اگر
هست تاثیری بجز در ناله مستانه نیست
بر در شاهان چه پوئی؟ از گدایان جو مراد
گنج از آبادی چه جوئی؟ جز که در ویرانه نیست
قاف عنقا را همه افسانه و هم و خیال
چند گوئی؟ گفته دانشوران افسانه نیست
یاوه پوئی تابکی از بهر راحت در جهان
راحتی گر هست جز در ساحت میخانه نیست
درد اگر داری برو گام از پی مردان بزن
توشه این ره بجز یک همت مردانه نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بررسی حقیقت و جستجوی معنا در زندگی میپردازد. او میگوید که حقیقت خداوند تنها در دلهای آشفته و دیوانه نمایان است و اعمال مذهبی زاهدانه بدون قلبی پرشور تأثیر نخواهند داشت. همچنین از تلاش برای یافتن آرزوها در مکانهای نادرست انتقاد میکند و میگوید گنج واقعی در ویرانهها و تنهایی است. شاعر به افسانهای بودن قافعنقا اشاره میکند و میگوید که راحتی واقعی فقط در ساحت میخانه و نزد مستان وجود دارد. در نهایت، از دردها و مشکلات زندگی میگوید و تأکید میکند که تنها راه حل واقعی داشتن همت و عزم مردانه است.