نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ملک تسلیم و رضا دولت درویشان است

کسوت فقر و فنا خلعت درویشان است

قسمت پادشهان سیم و زر و تاج و کمر

رنج و اندوه و بلا، قسمت درویشان است

نوبت پادشهان دبدبه کوس و دهل

بانگ مرغان سحر نوبت درویشان است

صبر ایوب و بلاها که بیعقوب رسید

داستانی زغم و محنت درویشان است

خرقه سبز مرقع که بدین زیب و ضیا است

بر سرو دوش فلک، کسوت درویشان است

جیب گردون که پر از رشته یاقوت و گهر

اجر و مزدی است که در خدمت درویشان است

کنج عزلت که نیابند بدو هرگز راه

پادشاهان جهان، خلوت درویشان است

چون به بندند از این دار فنا بار رحیل

وقت آسودگی و راحت درویشان است

گر نسب پادشهان راست ز جمشید و قباد

قل هو الله احد نسبت درویشان است

حرم و دیر که در کیش مسلمان و کشیش

شد چنین محترم، از حرمت درویشان است

مسند باد صبا بندگی دیو و پری

مختصر قصه ای از حشمت درویشان است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زندگی درویشان و جایگاه آنها در مقابل پادشاهان و قدرتمندان می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که زندگی پادشاهان مملو از ثروت و قدرت است، اما سرنوشت درویشان به رنج و اندوه گره خورده است. پادشاهان در دبدبه و قدرت زندگی می‌کنند، در حالی که درویشان در سکوت و عزلت به سر می‌برند و آرامش واقعی برای آنهاست. شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که نیکویی و مقام درویشان به آسمان و خداوند مربوط می‌شود و نسب و محبتی که درویشان نسبت به خدا دارند، از هر نسب و قدرتی بالاتر است. همچنین، او به احترام و کرامت درویشان اشاره می‌کند که در طول تاریخ دارای ارزش و محبوبیت ویژه‌ای بوده‌اند. در نهایت، شعر به تقدس و حرمت درویشان در تمام مکاتب و تفکرات دینی اشاره دارد.