شمارهٔ ۵۳ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بشکست اگر جام سر سنگ سلامت
بگریخت اگر نام سرننگ سلامت
رفتیم که در مدرسه زهدی بفروشیم
حالی که نشد باده گلرنگ سلامت
ور باده گلرنگ نیفتاده بچنگم
آن چرس بیامیخته در بنگ سلامت
در صلح بزهاد مرا مصلحتی بود
اکنون که نشد، باز سرجنگ سلامت
در روشنی شمع و حرم نیست گشادی
آن خانه تاریک و دل تنگ سلامت
تا در پی خاکستر همسایه نگردی
این آینه را باز همان زنگ سلامت
یکران فلک لایق ما نیست حبیبا
آن لاشه یک پا و خر لنگ سلامت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به بیان احساسات و افکار خود درباره زندگی، سلامت و خوشیها میپردازد. او از شکست و ناامیدی سخن میگوید و به این موضوع میپردازد که در جستجوی خوشیها و شراب، با چالشها و ناکامیهایی مواجه شده است. شاعر به تضاد بین صلح و جنگ اشاره میکند و به این نتیجه میرسد که در دنیای تاریک و دلگیر، جستجوی خوشبختی ممکن نیست. همچنین، او به زندگی و محدودیتهای آن میپردازد و نشان میدهد که چگونه در شرایط سخت، انسان باید به دنبال امید و روشنایی باشد. این شعر به نوعی نقدی بر زندگی و جامعه نیز به شمار میرود.