نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

این کیست که او پرده ز رخسار کشیده است

سرمست و چمان جانب گلزار چمیده است

در دشت چنین لاله خودرو نشکفته است

در باغ چنین میوه شیرین نرسیده است

چون است که هر کس که طمع کرده بدان باغ

زین لاله و گل غیرخس و خار نچیده است

دانی بحقیقت که گلی بوی نکرده است

هر کس که بپایش سرخاری نخلیده است

زلفت چه ببینم ز شب هجر کنم بیم

آن مار گزیده است که آن موی بدیده است

سرهای عزیزان همه را همچو سرزلف

در پای فکنده است و پس آنگاه بریده است

از جور رقیب تو چرا شکوه کنم من

حلوا که چشیده است که صفرا نکشیده است

زینگونه سخن گفتن شیرین حبیبت

پیداست که وقتی لب لعل تو مکیده است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و جذابیت فردی است که با کشیدن پرده از چهره‌اش توجه دیگران را جلب کرده است. شاعر به توصیف گل‌ها و میوه‌های باغ می‌پردازد و نشان می‌دهد که در دشت و باغ، زیبایی و لذت‌هایی وجود دارد که به راحتی در دسترس نیستند. او به ناکامی عاشقانی اشاره می‌کند که در تلاش برای دسترسی به عشق و زیبایی، تنها به خاری و خس (علف‌های بی‌ارزش) دست می‌یابند. همچنین او از درد فراق و مشکلاتی که بر اثر عشق به وجود آمده، صحبت می‌کند و در نهایت به شیرینی گفتار محبوبش اشاره می‌کند. در کل، شعر به جذابیت و دشواری‌های عشق و زیبایی می‌پردازد.