نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بر لبم گوش نه که بانگ نی است

از دلم نوش کن که خم می است

خشت بر لب خمش ستاده چو خم

می چو سر جوش گشت وقتی قی است

جام ما چون تهی شود از می

نقش وارونه از کلاه کی است

من که لب بر لبی نهان دارم

زان من نیست ناله، زان وی است

شیخ گودم مزن بموسم دی

که دمش سخت سردتر ز فصل دی است

کیست در من که گاه در بغداد

میکند سیر و گه بملک ری است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات شاعر درباره عشق و عواطف عمیق او می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که صدای دلش به مانند صدای نی نیست و او از معشوقش می‌خواهد که به او نوشیدنی (می) بدهد. همچنین، از تفاوت‌های بین حالت‌های روحی و ارتباطات عاشقانه صحبت می‌کند و به گرمی و سردی عشق اشاره دارد. در نهایت، شاعر پرسش‌هایی درباره هویتش در مواقع مختلف مطرح می‌کند و به جستجوی خودش در میان مکان‌های مختلف می‌پردازد. به طور کلی، این اشعار به بررسی عشق، هویت و دگرگونی‌های روحی و عاطفی می‌پردازد.