شمارهٔ ۶۱ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شیخ و زاهد دوش اگر منع از شرابم کرده است
ساقی از یک جام می امشب خرابم کرده است
راست گفته است، از حدیث راست رنجیدن خطا است
شیخنا زندیق و ملحد، گر خطابم کرده است
گر مرا رسوای عالم کرد عشقش باک نیست
دامنی تر بوده ام بر آفتابم کرده است
عقل و دانش را نثار راه مجنون کرده ام
از سگان کوی لیلی چون حسابم کرده است
صحبت شیخ ایمنم کرد از عذاب روز حشر
حق چو در دنیا بدین دوزخ عذابم کرده است
نیست بر حکم حق ای زاهد سزاوار اعتراض
در خرابات مغان گر فتح بابم کرده است
مینهد هر شب سبو پیر خراباتم بدوش
بهر این خدمت ز رندان انتخابم کرده است
از حرم گر سوی دیرم برد پیر میفروش
ره نمائی از خطا سوی صوابم کرده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تمایلات خود نسبت به می و عشق اشاره میکند و از تضاد میان نظرات زاهدان و شیخی که او را منع از نوشیدن میکند، سخن میگوید. او میگوید که شیخ و زاهد ممکن است به خاطر عقایدشان او را سرزنش کنند، اما عشق او را از قضاوتهای دیگران alej میکنند. شاعر با اشاره به عشق و جنون، نشان میدهد که عقل و دانش را به پای عشق فدای میکند و از زندگی در خرابات و معاشرت با رندان لذت میبرد. نهایتاً، او بیان میکند که اگرچه ممکن است به خاطر روی آوردن به می و عشق مورد نکوهش قرار گیرد، اما این انتخاب اوست و احساس میکند که در این مسیر به حقیقت نزدیکتر است.