نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۱ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

فلک از سینه ما دود آهی است

زمین داغ جبین روسیاهی است

چنین گفتند دانایان کزین سوی

بدان سوی فلک پوشیده راهی است

بدعوی نیستی را نام هستی

نهادن از غلط، سخت اشتباهی است

سیه رو گردد از تاب تجلی

زر و سیم دغل، گر مهر و ماهی است

نخواهد برد جان زین برق سوزان

در این گلشن اگر برگ گیاهی است

بخاک افتد چو مهر از تارک چرخ

اگر بر تارکی زرین کلاهی است

خداوندی که گردون را کشد پوست

ز تن، الحق توانا پادشاهی است

نه پنداری گزاف اینرا که قرآن

بدین اسرار روشن تر گواهی است

رهی گر بنده را باشد سوی حق

شکسته ناله و افسرده آهی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شاعرانه بیانگر اندیشه‌هایی درباره وجود و عدم، حقیقت و ظواهر است. شاعر به سقوط انسان از مقام خود و رنج‌های ناشی از عدم درک حقیقت اشاره می‌کند. او با استفاده از تصاویر و نمادهایی مانند "دود آه" و "زمین داغ"، به بیان خفقان و ناامیدی می‌پردازد. همچنین اشاره به وجود یک مسیر پنهان به سوی آسمان و حقیقت دارد و هشدار می‌دهد که شناخت نادرست از هستی، خطای بزرگی است. در نهایت، شاعر به ارتباط میان انسان و خداوند می‌پردازد و نشان می‌دهد که خداوند قدرتی فراتر از ظواهر دارد و قرآن نیز به این اسرار گواهی می‌دهد. در کل، متن تلاشی است برای فهم عمیق‌تر از وجود و ارتباط انسان با حقیقت و خدا.