نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۶ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در میان عاشق و معشوق رازی دیگر است

این لب و آن گوش را ساز و نوازی دیگر است

اهل صورت از عراق آیند تا سوی حجاز

اهل معنی را عراقی و حجازی دیگر است

قبله حق و حقیقت عشق باشد عشق و بس

زهد و علم و معرفت هر یک مجازی دیگر است

مینوازد عاشقان را گر شکر خند لبش

عشوه چشم خوشش عاشق نوازی دیگر است

عشق بی پروا اگر پر سوخت صد پروانه را

شمع را بنگر که در سوز و گدازی دیگر است

مسجد اقصی بود دل، کعبه جان عاشقان

سوی این کعبه در این مسجد نمازی دیگر است

می‌رسد هردم ز هرسو کاروان‌های نیاز

هر نفس معشوق ما را نیز نازی دیگر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی عمیق معنای عشق و ارتباط عاشق و معشوق می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که بین عاشق و معشوق رازهایی نهفته است که فراتر از ظواهر است. برای اهل معنا، عشق به گونه‌ای متفاوت از ظواهر مادی درک می‌شود و در این عشق، زهد و علم تنها مجازی است. شاعر به زیبایی‌های عشق و جذابیت‌های آن اشاره می‌کند و عشق را به شمعی تشبیه می‌کند که در سوز و گداز است. در نهایت، او به خواننده یادآوری می‌کند که هر لحظه کاروانی از نیازها به سوی معشوق می‌آید و این خود نمایانگر عشق واقعی و عمیق است.