شمارهٔ ۷۷ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
شکسته زلف یکی ترک مست یار منست
که آرمیده چو جان سخت در کنار من است
بهر چه امر کند من باختیار ویم
بهر چه حکم کنم او باختیار من است
شبی که دیرتر آیم بخانه از بازار
نشسته بر در مشکو بانتظار من است
بگرد مشکوی من غم گذر نیارد کرد
که دل فریبی از اینگونه غمگسار من است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی عشق و وابستگی عمیق شاعر به محبوبش است. شاعر به زیباییهای محبوب اشاره میکند، مانند زلفهایش که به زیبایی طبیعی او اضافه میکند. او از وفاداری و تسلیمپذیری محبوب در برابر خواستههای خود سخن میگوید و اینکه محبوب همیشه در انتظار اوست. حتی در غیبت شاعر، محبوب به او فکر میکند و غم دوری او را نمیتواند تحمل کند. در کل، شاعر احساسات و وابستگی عاطفی قوی خود را به معشوق بیان میکند.