نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۲ میرزا حبیب خراسانی

میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما روی بمیخانه و زاهد بحجاز است

این کعبه حقیقی است گر آن قبله مجاز است

این رشته چسان میگسلد یکسر پیوند

بر دست نیاز است و یکی در کف ناز است

از وی همه آزادگی و کبر و غرور است

از ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است

گیرم که رها گردد از آن دام سر زلف

مرغ دلم از چشم تو در چنگل باز است

زلف تو و شبهای دراز و سخن عشق

جون کوکب بخت من، دنباله دراز است

بی مهری با ما و ندانم سببش چیست

قربان رقیب تو که او محرم راز است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تماشا و تمثیلهایی از عشق و معنویت می‌پردازد. شاعر به یک بمیخانه و زاهد در حجاز اشاره می‌کند و می‌گوید که کعبه واقعی در قلب‌ها و عشق‌هاست، نه تنها در مکان‌های فیزیکی. او بر لزوم پیوند با عشق تأکید می‌کند و بیان می‌کند که انسان‌ها با نیاز و عطش به عشق و حقیقت دست به دامان یکدیگر هستند. شاعر با بیان اینکه عشق او را از غم و عجز رها نمی‌کند، به تجربه‌های تلخ و دشواری‌های عشق می‌پردازد و در انتها به بی‌مهری معشوق اشاره کرده و به او به عنوان کسی که رازهای عشق را می‌داند، می‌پردازد.