شمارهٔ ۸۴ میرزا حبیب خراسانی
میرزا حبیب خراسانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
شه وجود عجب قاصدی فرستاده است
بدست او چه عجب خط رحمتی داده است
که باز باید از آنسوی آسمان بپرد
هر آنکه از ازل از پشت آسمان زاده است
تو ماه کنعان در قعر چاه کنعانی
چه ملک ها که بمصر از پی تو آماده است
ز مکر دیو چه باکم که خاتم زنهار
بدست خویش سلیمان بدست من داده است
بخاطر است که آزاده ای مرا فرمود
که عاقبت شود آزاد هر که آزاده است
صلای عام فرستاد پادشاه وجود
که سفره بهر گدایان شهر بنهاده است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی وجود یک پیامبر یا فرستادهای از طرف خدا است که به انسانها رحمت و پیامی آورده است. شاعر اشاره میکند که این پیام باید از آسمان به زمین بیاید و به کسانی که از ازل به وجود آمدهاند، برسد. او به تشبیه ماه در چاه کنعان میپردازد و میگوید که خیلی از پادشاهان برای رسیدن به او آماده هستند. همچنین از قدرت خدا و حفاظت او یاد میکند و بیان میکند که آزادمردان در نهایت آزاد میشوند. در پایان، شاعر به دعوت عمومی پادشاه وجود اشاره میکند که سفرهای برای گدایان این دنیا گسترده است.